ریدکس پلاس دفع حشرات ارسال پیامک
افزایش ممبر تلگرام ممبر تلگرام
يکشنبه 28 آبان 1396

ارومیه

چاپ  
آرشیواخبار
    ترجمه: English   Turkey   العربی 
تعداد نظرها: 0 نظر  تعداد بازدید: 21464  تعداد امتیازدهی:  2   (Article Rating 


درباره کودکان

درباره کودکان

با حسادت کودكان چه کنیم؟

تقریباً همه کودکان حسادت را تجربه می‌کنند. گاهی نسبت به خواهر و برادرهایشان و گاهی هم نسبت به کودکان دیگر!

این احساسی طبیعی است اما اگر کودک هر بار بخواهد خودش را با بقیه مقایسه کند دچار مشکلاتی خواهد شد. به همین علت لازم است به کودکتان یاد بدهید که بتواند احساس حسادت خود را کنترل کند. بدین ترتیب نه تنها احساس بهتری خواهد داشت بلکه بهتر می‌تواند با دیگر کودکان برخورد کند و روابط اجتماعی بهتری داشته باشد. می‌پرسید چگونه؟ در این مقاله بخوانید:

حتماً شما هم وقتی کودک 4 ساله‌تان با حسرت از ماشین پسر همسایه تعریف کرده و از شما خواسته تا مثل همان را برایش بخرید متوجه حسادت فرزندتان شده‌اید. شاید هم وقتی دخترتان عروسک دخترخاله‌اش را یواشکی برداشته تا با خودش به خانه ببرد متوجه شده باشید که او هم درگیر حسادت شده. گاهی هم کودکان بزرگتر به همکلاسی‌شان که نمره بالاتر گرفته حسادت می‌کنند و ممکن است با به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانه دست به خشونت بزنند و سعی کنند رقیب تازه را از میدان خانواده بیرون کنند.

تجربه این حسادت‌ها که خود انواع مختلفی دارند می‌تواند برای فرزند شما مشکلاتی ایجاد کندو نه تنها روابط او با همسالانش را به خطر بیندازد بلکه باعث سرخوردگی و ناراحتی خود او هم بشود. به همین علت متخصصان توصیه می‌کنند با روشهای زیر سعی کنید به کودک کمک کنید که حس خود را کنترل کند و به جای حسادت، غبطه را جایگزین کند تا او را به تلاش بیشتر وادارد نه آسیب رساندن به خودش و دیگران!

احساسات کودک را بشناسید

سعی نکنید حسادت کودک را محکوم کنید. این روش فایده‌ای برای او ندارد. کودک وقتی ببیند به احساس او توجهی نمی‌کنید و انگار خواسته او را نمی‌شنوید، بلندتر داد می‌زند تا به او توجه کنید. بنابر این سعی کنید به کودک نشان دهید که به احساس او اهمیت می‌دهید. مثلا به او بگویید می‌دانم برایت سخت است که وقتی من خواهر کوچکت را می‌خوابانم، تو خودت لباس‌هایت را عوض کنی اما اگر کمی صبر کنی می‌توانم به تو کمک کنم. می‌دانم دلت می‌خواهد من بیشتر با تو بازی کنم. من هم دلم برای بازی با تو تنگ شده امالازم است مراقب خواهر کوچولویت باشم تا بزرگتر شود و بتواندبا تو بازی کند. یا مثلا وقتی در بازی بازنده می‌شود. به او بگویید می‌دانم که نا امید شدی ودلت می‌خواست تو هم مثل احسان برنده شوی اما خوب بازی کردی و می‌توانی دفعه بعد تو برنده باشی.

همه یا هیچ را انتخاب نکنید

بعضی از کودکان به علت مقایسه کارهای خودشان با دیگران و حسادت به دیگران از انجام کارهای مورد علاقه‌شان هم باز می‌مانند. محسن کودکی علاقه‌مند به نقاشی و کارهای هنری است اما با شروع مدرسه مدام کار دستی و نقاشیهای خودش را با بقیه مقایسه می‌کند و می‌بیند که مال بقیه همکلاسیهایش بهتر است.
بعد از مدتی او دیگر تمایلی به انجام این کارهای هنری نشان نمی‌دهد و از انجام آن سر باز می‌زند. فکر می‌کنید والدینش چگونه می‌توانند به او کمک کنند. مادر محسن به او می‌گوید: من هم زیاد نقاشی ام خوب نبود. اما از نقاشی کردن لذت می‌بردم. به همین علت زیاد نقاشی می‌کشیدم و تمرین می‌کردم تا اینکه نقاشی ام بهتر و بهتر شد. تو هم هر چه بیشتر تمرین کنی نقاشی ات زیبا‌تر از قبل می‌شود.

کودکان در سنین ابتدایی خیلی زود نتیجه می‌گیرند که در یک فعالیت خاص توانایی خوبی دارند یا ضعیف هستند. مازیار به فوتبال علاقه دارد اما بازی نمی‌کند چون فکر می‌کند که خوب فوتبال بازی نمی‌کند. او مرتب از بازی ارسلان تعریف می‌کند و حتی به او حسادت می‌کند که اینقدر خوب می‌تواند گل بزند.به نظر شما پدرش چه به او بگوید تا حسادت او به ضررش تمام نشود. پدر مازیار به او گفت: پسرم به نظر تو بهترین بازیکن فوتبال درایران کیست؟ چرا؟

بعد از توضیحاتی که مازیار داد پدرش از او پرسید: فکر می‌کنی بقیه بازیکنان فوتبال کشور که به خوبی او نیستند چه باید بکنند؟ آیا بهتر نیست فوتبال را کنار بگذارند؟ اگر همه بازیکنها این طور فکر کنند و بازی را کنار بگذارند فکر می‌کنی چه بلایی سر فوتبال کشور می‌آید؟ همین اتفاق درباره بقیه موضوعات هم می‌افتد. بنابر این همه در جایگاه خود تلاش می‌کنند تا کار خود را خوب انجام دهندو تو هم بهتر است همین کار را بکنی.

 

لذت هدیه دادن را به او بچشانید

حسادت به وسایل و اسباب بازیهای دیگران ساده‌ترین و رایج‌ترین نوع حسادتهای کودکانه است که ممکن است بارها با آن روبرو شده باشید. مینا از مدرسه بر می‌گردد و به مادرش می‌گوید که کفش سارا- همکلاسی اش- خیلی زیبا بوده و او هم از همان کفشها می‌خواهد. علی از پدرش می‌خواهد که برایش پلی استیشن بخرد چون پسر همسایه هم از این بازیها دارد. ممکن است والدین تسلیم خواسته‌های جزیی کودک شوند اما گاهی ممکن است واقعااز عهده تهیه چنین وسایلی برنیایند و آنوقت چه باید کرد؟ اگر شما به کودکتان پس انداز کردن را یاد بدهید می‌توانید به او کمک کنید تا با پول تو جیبی و یا عیدی‌های خودش اسباب بازیها و لباسهای مورد علاقه‌اش را تهیه کند. در ضمن می‌توانید به او نشان دهید که با گذشتن از بعضی خواسته‌های خودش می‌تواند به کسانی که مشکلاتی دارند کمک کند و احساس خوشایندی از این کمک به دیگران پیدا کند و آنوقت می‌فهمد که اگر چه او کفش مورد علاقه‌اش را که گران قیمت بود نخریده اما در عوض به دوست دیگرش که لباس گرم نداشته کتی هدیه داده که او را گرم نگه می‌دارد.

آنوقت است که حس قدر دانی جای احساس حسادت را در وجود فرزندتان خواهد گرفت. در این حالت کودک شما کم کم متوجه می‌شود که حق انتخاب دارد. می‌تواند هر روز چشم به وسایل دیگران بدوزد و حسرت داشتنشان را بخورد یا اینکه به آنچه ضروری است بسنده کند و از هدیه دادن به دیگران لذت ببرد.

بر توانایی‌هایش تکیه کنید

اغلب کودکان خود را با خواهر و برادرشان مقایسه می‌کنند و به آنها حسادت می‌کنند. درباره وسایل شاید بتوانید با همسان خرید کردن این حس را کم‌تر کنید اما درباره توانایی‌های فردی که معمولا متفاوت است نقش شما بسیار حساس‌تر می‌شود.

در این باره بهتر است بر توانایی‌های فردی آنها بدون اینکه مقایسه‌ای انجام دهید، تاکید کنید و نشان دهید که به این توانایی‌ها افتخار می‌کنید و البته بدون مقایسه هر کدام را بخاطر یک خصوصیت خاص تحسین می‌کنید. مثلا به فرزندتان بگویید که از طرز داستان تعریف کردن او خوشتان می‌آید و لذت می‌برید وقتی او با قصه گویی‌اش همه را می‌خنداند. و فرزند دیگرتان را به خاطر شعرخواندنش تحسین کنید و به آنها بفهمانید که هر دو آنها را دوست دارید و به آنها افتخار می‌کنید. یادتان باشد همه کودکان حتی تلخ‌ترین آنها هم خصوصیاتی دوست داشتنی در خود دارند که بتوانید آن را برجسته کنید و به آن تاکید کنید.

در همه چیز عدالت را رعایت کنید

وقتی برای یکی از فرزندانتان خرید می‌کنید مطمئن باشید که خواسته‌های دیگری هم از نظرتان دور نمانده است. اگر امروز برای پسرتان توپ فوتبال می‌خرید، بهتر است همین امروز برای دخترتان هم چیزی بخرید حتی اگر یک گل سر کوچک باشد.

اگر سن و سال و جنس فرزندانتان به هم نزدیک است بهتر است مشابه برایشان خرید کنید تا بهانه به دست آنها ندهید. اما تا می‌توانید سعی کنید بریگانه بودن آنها در نوع خود تاکید کنید. مثلاً اگر یکی از آنها فوتبالیست خوبی است و دیگری خوب نقاشی می‌کشد می‌توانید برای یکی توپ فوتبال و برای دیگری مداد رنگی تهیه کنید و علت این تفاوت را هم گوشزد کنید.

مراقب رفتار و گفتارتان باشید

وقتی کودکی دارید که به نوزاد حسادت می‌کند، یادتان باشد که کودک بزرگ‌تر را با حرفهایتان بر علیه کودک کوچکتر تحریک نکنید. مثلا به جای اینکه بگویید بچه خوابیده نمی‌توانیم به پارک برویم. به کودک بگویید: عصر وقتی هوا خنک‌تر شد به پارک می‌رویم.

مسلما کودک می‌فهمد که با به دنیا آمدن فرزند دیگر شرایط تغییر کرده اما شما سعی کنید طوری رفتار کنید که این تغییرات برای کودک بزرگتر به تدریج جا بیفتد. مثلا اگر هر شب برای او قصه می‌گفتید و حالا نمی‌توانید هر شب این کار را بکنید اما می‌توانید از همسرتان بخواهید که گاهی او نوزادتان را بخواباند تا شما بتوانید برای کودک بزرگتر قصه بخوانید. یا حتی وقتی که نوزادتان آرام است می‌توانید آنها را کنار هم بخوابانید و برای هر دوشان قصه بخوانید.

احساسات خود را بیشتر بیان کنید

اگر فرزندتان به خواهر و برادر کوچکترش حسادت می‌کند، ابراز محبتتان را نسبت به او بیشتر کنید. مثلاً در طول روز بیشتر او را بغل کنید و در هر زمانی که می‌توانید به او توجه کرده و با او حرف بزنید و بازی

کنید. وقتی او ازخواهر و برادر کوچکترش مراقبت می‌کند و با آنها خوش رفتاری می‌کند او را تشویق کنید.

الگو باشید

به او نشان دهید که چگونه با دیگر کودکان رفتار کند. مهربانی با کوچکترها و مراقبت از آنها را با رفتارتان به او یاد بدهید. تنها گفتن کافی نیست. او از رفتار شما یاد خواهد گرفت که با کوچکترها چگونه برخورد کند. وقتی کودک به خواهر و برادر کوچکش نزدیک می‌شود و سعی می‌کند با او بازی کند مدام او را تهدید نکنید ونترسانید. بلکه از این زمان برای یاد دادن رفتار با کودک بهره ببرید.

انضباط قاطعانه داشته باشید

به کودکان‌تان بفهمانید که باید به همدیگر احترام بگذارند و برای برداشتن اموال یکدیگر از هم اجازه بگیرند. اگر اتاق مجزا دارند به آنها بگویید که لازم است برای ورود به اتاق یکدیگر اجازه بگیرند و سپس وارد شوند.

10 فرمان برای کنترل حسادت کودک:

1) احساسات کودک را بشناسید

2) همه یا هیچ را انتخاب نکنید

3) لذت هدیه دادن را به او بچشانید

4) بر توانایی‌هایش تکیه کنید

5) کودکان را با هم مقایسه نکنید

6) در همه چیز عدالت را رعایت کنید

7) مراقب رفتار وگفتارتان باشید

8) احساسات خود را بیشتر بیان کنید

9) الگو باشید

10) انضباط قاطعانه داشته باشید

اثرات منفی استرس و فشارهای روانی بر روی سیستم قلبی- عروقی به اثبات رسیده است.

تحقیقات گروهی از روانشناسان آمریکایی نشان می دهد استرس ها و تجربه های تلخ دوران کودکی می‌توانند باعث بروز بسیاری از اختلالات جسمی از جمله عوارض قلبی و بیماری های التهابی و در نهایت کاهش طول عمر شوند.

برای انجام این مطالعه، محققان دانشگاه پیتسبورگ ارتباط میان زندگی در فقر و علایم اولیه بیماری های قلبی را در 200 نوجوان سالم مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد در نوجوانانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند، علایمی از تصلب شرایین و پرفشاری خون مشاهده می شود.

اثرات منفی استرس و فشارهای روانی بر روی سیستم قلبی- عروقی به اثبات رسیده است. اغلب محققان بر این باورند که استرس یک عامل خطر جدی برای بیماری ‌های عروق کرونر و حملات قلبی به شمارمی رود.

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن نیز گرچه مزایای بسیاری برای بشر داشته است، اما به دلیل افزایش استرس و فشارهای روانی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی را افزایش داده است.

مدیریت استرس را به کودکان آموزش دهید. اصلاح شیوه زندگی از جمله تغذیه سالم، ورزش منظم و مداوم و یادگیری تکنیک های روانشناسی به کاهش استرس و حفظ سلامت جسمی کمک می کنند.

 

 

 

مدیریت استرس را به کودکان آموزش دهید.

تحقیقات گروهی از روانشناسان آمریکایی نشان می دهد استرس ها و تجربه های تلخ دوران کودکی می‌توانند باعث بروز بسیاری از اختلالات جسمی از جمله عوارض قلبی و بیماری های التهابی و در نهایت کاهش طول عمر شوند.

برای انجام این مطالعه، محققان دانشگاه پیتسبورگ ارتباط میان زندگی در فقر و علایم اولیه بیماری های قلبی را در 200 نوجوان سالم مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد در نوجوانانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند، علایمی از تصلب شرایین و پرفشاری خون مشاهده می شود.

اثرات منفی استرس و فشارهای روانی بر روی سیستم قلبی- عروقی به اثبات رسیده است. اغلب محققان بر این باورند که استرس یک عامل خطر جدی برای بیماری ‌های عروق کرونر و حملات قلبی به شمارمی رود.

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن نیز گرچه مزایای بسیاری برای بشر داشته است، اما به دلیل افزایش استرس و فشارهای روانی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی را افزایش داده است.

مدیریت استرس را به کودکان آموزش دهید. اصلاح شیوه زندگی از جمله تغذیه سالم، ورزش منظم و مداوم و یادگیری تکنیک های روانشناسی به کاهش استرس و حفظ سلامت جسمی کمک می کنند.

 اعتماد به نفس را به کودکان خود بیاموزید

روی یكی از صندلی‌های پارك بنشینید و به محوطه بازی كودكان دقت كنید. بچه‌ها را كه در حال دویدن، پریدن یا بالارفتن از اسباب‌بازی‌ها هستند،‌ نگاه كنید...

 پیداكردن بچه‌هایی كه با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می‌كنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم‌هایشان را محكم‌تر برمی‌دارند و از اینكه هر كدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین‌بار امتحان كنند، ترسی ندارند، اما بچه‌هایی را هم می‌توانید ببینید كه برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف از پدر و مادرشان كمك می‌خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان‌شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتمادبه‌نفس» است.

تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه‌نفس فرزندشان تلاش می‌كنند. كودكی را تصور كنید كه برای اولین‌بار تصمیم دارد از یك پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واكنش پدر و مادرها معمولا این است: «عزیزم! حواست رو جمع كن آب رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «باریکلا كه خودت برای خودت آب می‌ریزی، عزیزم!» در این مطلب روش‌هایی برای تقویت اعتمادبه‌نفس كودك پیشنهاد شده است.

الگوی مثبتی برایش باشید

حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی‌ چنین جمله‌هایی را به زبان آورده‌اید: «آرزو دارم این كار را انجام دهم، اما نمی‌توانم.» این جمله‌های منفی كه ناشی از ناتوانی‌ در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. كودكان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می‌كنند. پس اگر مشغول انجام كاری هستید و مستاصل هم شده‌اید، از این جمله استفاده نكنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا كنم اما اصلا نمی‌توانم تا آن موقع این كار را انجام دهم.» با بیان چنین جمله‌هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه‌نفس را منتقل می‌كنید. حتی اگر قادر به انجام كاری نیستید، مثبت صحبت كنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا كنم. هنوز نتوانسته‌ام ولی تمام تلاشم را انجام می‌دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می‌رسم. با یك برنامه‌ریزی صحیح حتما می‌توانم انجامش دهم.» در تمام این مدت فرزند شما به گفته‌هایتان گوش می‌دهد و به اینكه با یك كار سخت چگونه برخورد می‌كنید، توجه دارد.

بگذارید ریسك کند

به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینكه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش كند، ارزشمند است و بخش زیادی از كار را پیموده است اما این تفكر مخصوص افرادی است كه اعتمادبه‌نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی‌ترسند. فرزندتان را ترغیب كنید در فعالیت‌های گروهی در مدرسه‌ مانند عضویت در تیم‌های ورزشی، گروه‌های موسیقی یا حتی گروه‌های علمی شركت كند. با این كار او فرصت نشان دادن توانایی‌هایش را به دست می‌آورد و حتی ممكن است در این گروه‌ها به عنوان سرگروه نقش‌هایی را برعهده بگیرد كه در تقویت اعتمادبه‌نفس او نقش زیادی خواهد داشت.

اقدام دیگری كه می‌توانید انجام دهید، برنامه‌ریزی برای گردش‌های كوتاه اما هیجان‌انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه‌ای كرایه و مسیری را از قبل انتخاب كنید و به فرزندتان بگویید یك گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حركت را به او نگویید. بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتمادبه‌نفسش افزایش پیدا كند.

مسابقه‌های 2 نفری بین خودتان و او ترتیب دهید؛ بذرهای یك گیاه خاص را تهیه كنید و از فرزندتان بخواهید آن را بكارد و مسوولیت پرورش‌اش را برعهده بگیرد. با دیدن روند رشد گیاه شما و رسیدگی‌تان به آن، او هم ترغیب می‌شود این كار را انجام دهد و ترس از انجام كارهای انفرادی كم‌كم در وجودش از بین می‌رود.

به او حق انتخاب بدهید

وقتی برای خرید لباس كودك می‌روید، به هماهنگ‌كردن رنگ‌های لباس‌های مختلف توجه می‌كنید اما ممكن است فرزندتان رنگ‌هایی را انتخاب ‌كند كه خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ‌ها بپوشد.

اینكه كودك شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب كند، خیلی بهتر از این است كه همیشه شما انتخاب كنید. به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شكل‌گیری اعتمادبه‌نفس كودك به انتخاب‌های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب‌های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب‌های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.

به اندازه ستایشش كنید

برای تشویق كودكتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینكه دختر 10 ساله شما از دستمال كاغذی برای پاك كردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می‌كند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این كار هدیه‌ای دریافت كند. بچه‌ها خیلی سریع همه چیز را می‌آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل كه حس پدر و مادری دارید، آنها را تشویق می‌كنید. اینكه كودك را تشویق می‌كنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق‌آمیز نكنید. در غیر این صورت فكر می‌كند این كارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی‌آید.

بگذارید مشكلاتش را خودش حل كند

بچه‌ها با حل مشكلاتشان، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت می‌كنند و به توانایی‌های خود پی می‌برند. آیا فرزندتان را در حالی كه مشغول پیداكردن یك تكه پازل است فقط تماشا می‌كنید یا سریع تكه پازل گمشده را برایش پیدا می‌كنید؟ آیا وقتی به سختی مشغول بستن دكمه‌های لباس با بند كفشش است، سرزنشش می‌كنید و خودتان انجام این كار را به عهده می‌گیرید یا اجازه می‌دهید برای چند بار دكمه‌ها را جابجا ببندد یا بند كفشش وسط راه باز شود؟ مطمئن باشید اگر بتواند این كارهای ساده را بارها اشتباه انجام دهد، حتما در آینده با اعتمادبه‌نفس بیشتری مشكل‌های بزرگ‌تر را به تنهایی حل می‌كند.

بچه‌ها از سه سالگی، لحن منطقی را می‌فهمند

می‌توان لحن كودكانه را در حین بازی با كودك به كار گرفت اما باید توجه داشت بچه‌ها از سه یا چهار سالگی لحن منطقی را می‌فهمند.

یك روانشناس كودك: بچه‌ها از سه سالگی، لحن منطقی را می‌فهمند

یك روانشناس كودك ضمن تاكید بر این كه والدین مانند یك كودك به بازی نگاه كنند، توصیه كرد: می‌توان لحن كودكانه را در حین بازی با كودك به كار گرفت اما باید توجه داشت بچه‌ها از سه یا چهار سالگی لحن منطقی را می‌فهمند.

دكتر رامین خدابخشی در گفت وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ضمن تاكید بر این كه لازم است والدین نیز از بازی با كودكان لذت ببرند تا بتوانند این احساس خوشایند را به كودكشان نیز منتقل كنند، گفت: در وهله اول درخواست بازی باید از سوی كودك مطرح شود و والدین نباید پیشنهاد بازی به كودك را بدهند چرا كه بازی كردن نیاز كودك است و نه والدین.

وی در ادامه توصیه كرد: والدین انجام بازی‌های تكراری را باید كنترل و محدود كرده و برای بازی‌های تكراری جایگزین‌های مناسب انتخاب كنند.

این روانشناس كودك، با بیان این كه پدر و مادر هر روز، یك بازه زمانی مشخص را برای به بطالت گذراندن با كودك اختصاص دهند، اظهار كرد: والدین به یاد داشته باشند قرار نیست از این بازه زمانی، بهره‌برداری ویژه‌ای كنند. اگر انجام این كار برای پدر و مادرها سخت است بهتر است زمان‌ كوتاه‌تری مثلا 10 دقیقه را اختصاص داده و به تدریج آن را افزایش دهند.

خدابخشی افزود:‌ والدین سعی كنند ذهن خود را به بازی كه انجام می‌دهند متمركز و در زمان «حال» زندگی كنند. بسیاری از والدین در حین بازی با كودك دچار اضطراب می‌شوند چرا كه به جای توجه به كودك و بازی كه انجام می‌دهند، به فكر انجام برنامه‌های عقب افتاده و دل مشغولی‌های خود هستند.

بچه ها از سه سالگی لحن منطقی را می‌فهمند، لازم نیست لحن كودكانه به كار ببرید

وی همچنین ضمن تاكید بر این كه والدین مانند یك كودك به بازی نگاه كنند، توصیه كرد: می‌توان لحن كودكانه را در حین بازی با كودك به كار گرفت اما باید توجه داشت بچه‌ها از سه یا چهارسالگی لحن منطقی را می‌فهمند.

این روانشناس كودك اضافه كرد: بازی را یك وسیله سرگرم كننده در نظر بگیرید و به فرآیند بازی توجه كنید و نه نتیجه بازی. بنا نیست انتهای بازی چیزی عاید دو طرف بازی بشود.

خدابخشی ضمن بیان این كه بازی را تا جایی كه لذت بخش است ادامه بدهید و نه تا زمان رسیدن به انتهای بازی، اظهار كرد: به عنوان مثال جورچین را تا زمانی كه از انجام آن لذت می برید ادامه بدهید و پس از آن رهایش كنید.

از انجام بازی‌های كثیفی چون گل بازی امتناع نكنید

 وی افزود: از انجام بازی‌های كثیف چون گل بازی،‌ نقاشی كردن با دست، دویدن زیر باران، آب بازی و مانند آن اجتناب نكنید چرا كه كودك از انجام این بازی‌ها لذت می‌برد و مایل است شما در این لذت با او سهیم شوید.

خوش بینی را به فرزندانتان آموزش دهید

خوش بینی برای سلامتی مفید است.

بر اساس مطالعه ای که در مجله اطفال امریکا به چاپ رسیده است، خوش بینی موجب بهبود سلامت روانی و رفتار نوجوانان به ویژه در برابر علایم افسردگی می شود.

برای انجام این تحقیق 5634 دانش آموز بین سنین 12 تا 14 سال در طی 3 سال از لحاظ شیوه تفکر خوش بینانه، مشکلات عاطفی، سوء مصرف مواد و رفتارهای ضد اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند.

در طی دوره مطالعه سطح خوش بینی پسران ثابت باقی ماند اما در دختران با کاهش همراه بود. نتایج نشان داد که نوجوانان خوش بین در برابر عوامل خطرساز سلامتی واکنش بهتری داشته اند.

نکته مهم تر این که خطر بروز افسردگی در نوجوانان خوش بین نسبت به سایر افراد، 50 درصد کمتر بود. همچنین مشخص شد که خوش بینی یک عامل محافظتی در برابر سوء مصرف مواد و رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی، خشونت فردی و صدمه رساندن به دیگران است.

متخصصان معتقدند گرچه خوش بینی یک عامل محافظتی در برابر عوامل خطرساز سلامتی برای نوجوانان به شمار می رود، اما نمی توان آن را یک علاج و راه حل قطعی دانست.

انجام مداخلات پیشگیرانه و طرح تمهیدات اجتماعی برای مراقبت از نوجوانان ضروری به نظر می رسد.

درمان لجبازی کودکان

آیا کودک شما لجباز است؟ آیا نوجوانتان دائم با نظرها و سخنان شما مخالفت می کند؟

  شاید پاسخ شما به این سوال ها مثبت باشد و نگران این باشید که فرزندتان لجباز است و برای کنار آمدن با لجبازی کودکتان از دوستان و نزدیکان راه حل هایی را جویا شده باشید.در ادامه این مطلب به بیان ویژگی های کودکان لجباز می پردازیم تا اولا لجبازی را ریشه یابی کنیم و ثانیا به راه های درمان این اختلال رفتاری بپردازیم؛ با ما همراه باشید و از زبان کارشناس ارشد روان شناسی ویژگی، دلایل و راه های درمان را بخوانید.حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی با اشاره به طبقه بندی DSM4 که طبقه بندی آماری و تشخیصی روان شناسی محسوب می شود، می گوید: افراد لجباز در این طبقه بندی یک سری ویژگی ها و خصوصیات خاص دارند که به برخی از این موارد اشاره می کنیم. طبق این طبقه بندی این افراد اغلب فعال هستند و از انجام خواسته ها و رعایت قوانین در دنیای بزرگسالان سرپیچی می کنند.آنان بسیار حساس و زودرنج هستند و اغلب زود خشمگین می شوند و به کینه توزی و انتقام جویی تمایل دارند. در کودکان لجبازی بیشتر در نافرمانی نمود پیدا    می کند و خانواده ها بیشتر به علت این خصلت، کودک را لجباز توصیف می کنند. برخی والدین هر نافرمانی از سوی کودک را لجبازی می شمارند در حالی که اگر نافرمانی تداوم داشته باشد، آن را لجبازی می دانیم.

علل لجبازی در کودکان

علل لجبازی در کودکان بسیار گسترده و پردامنه است. از نظر بیولوژیکی اختلال در عملکرد غدد و اعصاب ممکن است یکی از عوامل لجبازی در کودکان باشد. اما بیشتر لجبازی ها ریشه در سبک رفتاری والدین دارد. به گفته سیامکی در ۴ مدل سبک توجه والدین به کودکان می توان ریشه لجبازی را شناسایی کرد؛ در قدم اول توجه ناکافی والدین ممکن است عامل لجبازی کودک باشد. به این معنا که چون کودک دچار کم توجهی است، با لجبازی قصد جلب توجه والدین را دارد و تلاش می کند از این طریق توجه آن ها را برانگیزد. برخی والدین هم به کودک «توجه مشروط» می کنند؛ حتما شنیده اند که والدین به فرزند خود می گویند: «اگر این کار را بکنی، پسر یا دختر خوبی هستی» آن ها با این کار در واقع خوب یا بد بودن کودک را به انجام دادن یا ندادن یک کار مشروط می کنند. از طرف دیگر والدین بسیاری هم هستند که با توجه بسیار زیاد به کودک او را لجباز بار می آورند.

این کودکان اغلب پرتوقع هستند و پس از مدتی هیچ چیز آن ها را راضی نمی کند.توجه منفی هم نوع دیگری از توجه است که معمولا با داد زدن، سرزنش و توهین کردن همراه است و کودک به عنوان مکانیسم دفاعی از لجبازی استفاده می کند.ناکامی هم یکی از علل لجبازی در کودکان است. کودکانی که دائم در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند، لجباز بار می آیند. از طرفی خانواده هایی که دائم کودک را نهی می کنند، از او انتظارات زیادی دارند، از روش های تشویقی برای بالا بردن انگیزه کودک در انجام کارها استفاده نمی کنند، او را به سوی لجاجت سوق می دهند.نباید فراموش کرد که سرزنش و امر و نهی بیش از حد به کودک او را لجباز می کند. کودک به عنوان یک انسان حق دارد گاهی اشتباه کند بدون این که مستحق سرزنش باشد. در حالی که برخی والدین اجازه اشتباه کردن به کودک نمی دهند و بابت هر کار اشتباه او را سرزنش می کنند.

کودک در مراحل رشد درمی یابد که حق دارد اشتباه کند و مستحق سرزنش نیست. بنابراین در مقابل والدین جبهه می گیرد. انعطاف ناپذیری والدینی که انتظار شکست یا خطا را از کودک خود ندارند باعث می شود اجازه کسب تجربه به او را ندهند و اگر هم اجازه این کار را بدهند بابت هر اشتباه او را سرزنش می کنند.این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی درباره لجبازی ناشی از خشم درونی کودک توضیح     می دهد: گاه بروز ندادن خشم توسط کودک، باعث لجبازی می شود و گاهی اضطراب ها و تنش های درون خانوادگی به خشم درونی در او منجر می شود. هم چنان که الگوپذیری از والدین و تناقضات رفتاری والدین بر شکل گیری لجاجت در رفتار و شخصیت کودک نقش دارد. لجبازی برای کودک در واقع راهی برای رسیدن به هدف است زیرا او یاد گرفته است با لجبازی به هدف و خواسته خود برسد.او این الگو را از رفتارهای مستقیم والدین و یا تناقضاتی که در خانواده شاهد بوده، گرفته است.

والدینی که ضد و نقیض صحبت می کنند و خودشان لجبازی می کنند، در واقع لجبازی را آموزش       می دهند و طبیعی است که کودک هم همان طور بارمی آید.دقت کنید که کودک با مهارت زندگی و مهارت های ارتباطی آشنا نیست و این والدین هستند که راه های رسیدن به هدف و نه گفتن را باید به او آموزش دهند.در کودکان دشوار، مبتلا به اوتیسم و بیش فعال، مبتلا به صرع و آلرژی،لجبازی بیشتر مشاهده می شود. همچنین تناسب نداشتن قد به وزن، کم کاری یا پرکاری غدد، اضطراب های نهان و فراگیر هم در این امر موثر است.

درمان
وی درباره شیوه برخورد با لجبازی کودکان توضیح می دهد:

 اولین قدم این است که پذیرش خطا را یاد بگیریم. بهتر است به عنوان والد رفتارهای کودک را با توجه به نسل و جنس وی، مورد ارزیابی قرار دهیم و خطاها و رفتارهای او را به شخصیتش ارتباط ندهیم. البته باید او مسئول کارها و رفتارهایش باشد اما لازم است مواظب باشیم که او را سرزنش نکنیم و به او حق دهیم گاهی اشتباه کند. وقتی با او صحبت می کنیم باید واضح، شفاف و ساده و دقیق انتظاراتمان را از کودک بیان کنیم. استفاده از جملاتی مثل «عرضه نداشتی این کار را انجام بدهی» در واقع تخریب شخصیت کودک است. بهتر است به او بگوییم که «اگر می خواهی این کار را انجام دهی، باید ... این گونه انجام دهی».

به این ترتیب به او کمک کرده ایم تا بدون تحقیر و سرزنش به هدفش برسد.باید یاد بگیریم به کودک حق انتخاب دهیم. بهتر است بین چند گزینه موردنظر خودمان به او حق انتخاب دهیم. اگر به او حق انتخاب دادیم در واقع به نظرش احترام گذاشته ایم. مادری که از کودک می پرسد «غذا می خوری یا نه» و پس از پاسخ منفی کودکش به او تشر می زند که باید غذا بخوری، در واقع به او حق انتخاب نداده است. بنابراین لازم است برای نظر کودک احترام قائل شویم. از طرفی والدین خود باید از نظر شخصیتی و روانی ثبات داشته باشند تا بتوانند به کودک خود کمک کنند. والدین باید یاد بگیرند شنونده خوبی باشند و به کودک فرصت حرف زدن و تخلیه هیجان بدهند تا بتواند تخیلات، احساسات، تفکرات و هیجانات خود را بروز دهد. دخالت به موقع به هنگام دعواهای بچگانه بسیار مهم است.

لازم است والدین فقط وقتی کودکان در حال صدمه زدن به خود یا طرف مقابل هستند، دخالت کنند و در غیر این صورت اجازه دهند بچه ها خود مشکلاتشان را رفع کنند. والدین کنترل گر یا سلطه جو اجازه  نمی دهند بچه ها استقلال کافی پیدا کنند، بنابراین کم کم به لجبازی و یا رفتارهای پنهان کارانه سوق داده می شوند.لازم است والدین به رفتارهای مثبت کودک بیشتر توجه کنند و در قالب بازی، داستان و شعر مهارت های زندگی، حل مسئله، مهارت های ارتباطی، درست درخواست کردن، دفاع از حق و حقوق را به او یاد دهند. فراموش نکنیم که لجبازی کودک در بسیاری از مواقع ناشی از اضطراب است.

اگر علاوه بر لجبازی، کودک مشکلاتی در خواب و تغذیه دارد باید به مشاوره مراجعه کرد تا ریشه آن شناسایی و رفع شود. دقت کنید که روش های تربیتی متناقض بین والدین لجبازی کودک را تشدید     می کند. اگر یکی تنبیه کند، دیگری تشویق، یکی کنترل گر باشد، دیگری کودک را آزاد بگذارد این عوامل در واقع کودک را دچار تضاد می کند و باعث می شود که او نتواند به راحتی درست را از نادرست تشخیص دهد.نباید فراموش کرد که قاطع بودن پدر و مادر، شفاف بودن قوانین داخل خانواده و مقید بودن والدین به اجرای آن قوانین بهترین راهکار برای حل مشکل لجبازی بچه هاست. قوانین نباید سخت گیرانه، احساسی، پرتناقض و موقتی باشد بلکه باید آسان، همیشگی و لازم الاجرا باشد و همه اعضای خانواده به آن عمل کنند.

لجبازی بزرگسالان

بروز لجبازی در کودکان بیشتر تحت تاثیر عوامل محیطی است. لجبازی ممکن است تا دوران بزرگسالی هم ادامه پیدا کند زیرا در واقع لجبازی نوعی بازی است که افراد در زندگی به صورت ناخودآگاه آن را انجام   می دهند و همان طور که گفتیم راهی است که بعضی برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده می کنند. اگر کودکی یاد گرفته باشد برای رسیدن به هدف (اسباب بازی، شکلات، تفریح و بعدها رایانه و خودرو و ...) می تواند با گریه، قهر، داد و بیداد به هدفش برسد این کار را تا دوران بزرگسالی ادامه می دهد. این افراد در زمینه شغلی و تحصیلی نمی توانند رشد چندانی داشته باشند و مدام تغییر رشته یا تغییر شغل می دهند. از طرف دیگر در زندگی مشترک به صورت ناخودآگاه و ناآگاهانه سبک های لجبازی خود را ادامه می دهند و نمی توانند درباره مسائل و مشکلات خود با همسرشان به نتیجه برسند.

دزدیهای کودکان

دزدی، یعنی برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران و کودکان خردسال اغلب این کار را بدون آگاهی از نفس عملشان انجام می‌دهند. آنها بارها پیش می‌آید که چیزی را که متعلق به خودشان نمی‌باشد، بر می‌دارند و بدون اجازه با خود به خانه می‌آورند.

دزدی، یعنی برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران. کودکان خردسال اغلب این کار را بدون آگاهی از نفس عملشان انجام می‌دهند. آنها بارها پیش می‌آید که چیزی را که متعلق به خودشان نمی‌باشد، بر می‌دارند و بدون اجازه با خود به خانه می‌آورند. در این‌گونه موارد، پدر و مادر هم با شنیدن عمل فرزندشان چنان ناراحت، دلخور و گاه عصبانی می‌شوند که ممکن است رفتاری خشن و پرخاش‌آمیز با کودکشان داشته باشند. آنها نگرانند که مبادا فرزندشان در بزرگ‌سالی نیز دست به دزدی‌های دیگری بزند. 

در این‌جا به چند نکتهٔ ساده که والدین می‌توانند با به کار بستن آنها مانع از بروز چنین رفتارهائی در کودکانشان شوند اشاره می‌شود.

کودکان  ۵ -۳ سال

برای کودکان ۵ - ۳ ساله، برداشتن وسایل دیگران عملی عادی و معمولی است، چراکه هنوز مفهوم مالکیت و حریم خصوصی را درک نمی‌کنند. آنها به سختی می‌فهمند که نباید چیزی را که متعلق به آنها نیست، بدون اجازه بردارند، زیرا که در مرحلهٔ خودمحوری از رشد خود هستند و تصور می‌کنند که همه چیز در اختیار آنهاست و هر کار بخواهند می‌توانند انجام دهند. بنابراین بهتر است پدر و مادرشان آنها را به‌دلیل این رفتار (برداشتن بدون اجازه اشیاء دیگران) تنبیه و سرزنش نکنند. در عوض، فرصت خوبی برای آنهاست که دربارهٔ موضوع مالکیت و اشتباه بودن عمل کودک با او صحبت کنند.

کودکان ۱۲ـ ۷ سال

کودکان از حدود ۶ سالگی به بعد، نه تنها مفهوم مالکیت را درک می‌کنند، بلکه به‌تدریج قادرند به اشتباه بودن عملشان نیز پی ببرند. زمانی‌که آنها شروع به درک این‌گونه مفهوم‌ها می‌کنند، والدین باید حد و مرزهای مالکیت و رفتارهائی که به آنها ”دزدی“ گفته می‌شود، را برای آنها روشن سازند.

 چرا کودکان دزدی می‌کنند؟

کودکان به چند دلیل ممکن است گاهی وسایل و اسباب‌هائی را که مال آنها نیست، بدون اجازه بردارند. این دلایل، هم از کودکی به کودک دیگر و از شرایطی به شرایط دیگر فرق می‌کنند.

۱) گاهی والدین ناخواسته رفتارهای منجر به دزدی را تقویت می‌کنند. پدر و مادری که متوجه می‌شوند کودکشان بدون اجازه چیزی را برداشته است، باید تذکرهای لازم را همان موقع به کودک بدهند. برای مثال به او بگویند: ”این وسیله مال تو نیست و نباید آن را بدون اجازه برداری“ و یا ”آن وسیله را پس بده و عذرخواهی کن“ و یا ... .

۲) گاهی کودک با مشاهدهٔ رفتار اطرافیانش این عمل را یاد می‌گیرد. والدینی که وسایلی را بدون اجازهٔ صاحبش بر می‌دارند، به نوعی موجب بدآموزی برای کودک خود می‌شوند. برای مثال، زمانی‌که به رستوران و یا مکانی عمومی می‌روند اگر بدون اجازه وسیله‌ای را از آن‌جا بردارند و فرزندشان نیز شاهد این عمل باشد، به‌طور حتم این کار را جایز خواهد شمرد و در آینده تکرار خواهد کرد.

۳) برخی کودکان چون هیچ پولی از خودشان برای خرج کردن ندارند، دزدی می‌کنند. گاهی کودک دوست دارد برای خودش چیزهای کوچکی مثل، بستنی، شکلات و یا بیسکویت بخرد، ولی پول ندارد. در این حالت اگر او پول نداشته باشد، ممکن است به سراغ کیف پدر یا مادرش برود.

۴) گاهی کودک برای رقابت بین هم‌سالانش دست به دزدی می‌زند. برخی از کودکان دزدی می‌کنند تنها به‌دلیل این که دوستانشان آنها را در گروه خودشان بپذیرند.

۵) گاهی دزدی کودک ناشی از مشکلات رفتاری ـ هیجانی کودک است. برخی از کودکان که دچار مشکلات مرزی هستند، دست به رفتارهای نابه‌هنجار می‌زنند. برای مثال، کودکان عقب‌ماندهٔ ذهنی قادر به درک قوانین اجتماعی نیستند و ممکن است گاهی از فروشگاه‌های محلی چیزی بردارند.

پیشگیری
روش‌های زیادی برای پیشگیری از دزدی‌های کودکانه وجود دارد که والدین و اعضای خانوداه‌ها می‌توانند با استفاده از آنها، مانع از تثبیت این‌گونه رفتارها در کودکانشان شوند. از جمله:

*علت اشتباه بودن عمل دزدی را برای کودک توضیح دهید.

والدین ابتدا باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان، ناشایست بودن عملش را فهمیده است. آنها می‌توانند به این موضوع اشاره کنند که دزدی به مفهوم برداشتن وسیله‌ای است که متعلق به او نمی‌باشد.

* مفهوم مالکیت را به کودک یاد بدهید.

بهترین وقت یادگیری مفهوم مالکیت، زمانی است که کودکان هنوز کوچک هستند. پدر و مادر می‌توانند با توضیح این مطلب که هر کسی وسایلی دارد که متعلق به خود اوست و نباید بدون اجازه آن را برداشت، سعی کنند معنی مالکیت فردی را به کودک بیاموزند. 

برای مثال، والدین می‌توانند از کودک بپرسند: ”اگر کودک دیگری اسباب بازی مورد علاقهٔ او را بدون اجازه‌اش بردارد، چه احساسی پیدا می‌کند“، او هم همان احساس را خواهد داشت. مثال‌ها و نمونه‌های دیگری هستند که پدر و مادر می‌توانند با استفاده از آنها مفهوم مالکیت را به کودک بیاموزند. قرض گرفتن از کتاب‌خانه و پس دادن مجدد آن، برداشتن شکلات و بستنی از یخچال فروشگاه و پرداختن پول آن به صندوق و ...

* به کودک بیاموزید که خواسته اش را با شما در میان بگذارد.

اگر کودک اسباب بازی، خوراکی و یا وسیله‌ای را می‌خواهد، به او یاد بدهید که خواسته‌اش را با شما در میان گذارد تا راه صحیح رسیدن به آن را به او یاد بدهید. برای مثال، اگر کودک از عروسک دوستش خوشش آمده است و می‌خواهد یک شب آن را از دوستش قرض بگیرد، این موضوع را صادقانه با او و یا با شما در میان گذارد تا شما چاره‌ای برای او بیاندیشید.

* رابطهٔ شفاف و صمیمانه با کوکانتان برقرار کنید.

والدین باید نهایت تلاششان را بکنند تا ارتباطی مؤثر و فعال با کودکان خود داشته باشند. کودکانی که از بودن با پدر و مادرشان احساس صمیمیت و نزدیکی می‌کنند، نسبت به کودکانی که این احساس را ندارند، تمایل بیشتری برای هماهنگ کردن خود با ارزش‌ها و باورهای والدینشان دارند.

* رفتارهای صادقانهٔ کودک را تحسین و تشویق کنید.

پدر و مادر باید از رفتارهای شایسته، مناسب و صادقانهٔ کودک حمایت و قدردانی کنند. اگر آنها این‌گونه رفتارها را به موقع مورد تحسین خود قرار دهند، موجب تقویت و تکرار آنها در فرزندشان می‌شوند.

 کمک‌های والدین و مربیان

هنگامی‌که پدر و مادر و یا مربیان کودک متوجه عمل دزدی کودکشان می‌شوند، می‌توانند با روش‌های زیر برای رویاروئی با مشکل کودک استفاده کنند.

* آرام باشید.

در صورتی‌که پدر، مادر و یا مربی متوجه رفتار ناشایست کودک می‌شوند، مهم‌تر از هر چیز آن است که رفتارهای هیجانی، تند و اغراق‌آمیزی از خود نشان ندهند. آنها باید به خاطر داشته باشند که همهٔ کودکان گاهی وسایلی را بر می‌دارند که مال خودشان نیست. پدر و مادرهائی که در این‌گونه شرایط بی‌نهایت ناراحت و دلخور می‌شوند، ممکن است دچار افسردگی احساس گناه و شرم‌ساری شوند و این حالت آنها بر عزت‌نفس کودک تأثیری منفی می‌گذارد. آنها باید بکوشند آرامش خود را حفظ کنند و روشی منطقی و سنجیده برای رویارو شدن با این رفتار کودک برگزینند.

*عکس‌العملی مناسب و زود انجام دهید.

 همان‌قدر که والدین نباید رفتاری هیجانی و تند از خود نشان دهند، همان‌قدر هم باید رفتاری مناسب و سنجیده ـ در آن لحظه ـ از خود نشان دهند. برای مثال، از کودک بخواهند آن شیء را پس دهد و عذرخواهی کند، یا برگردد و آن را سر جایش گذارد، یا ...

* پیامدهای رفتاری کودک را برایش توضیح دهید.

 پدر و مادر باید پیامدهای رفتاری کودک را برایش به‌طور واضح شرح دهند. برای مثال، اگر کودک بدون اجازه از فروشگاه شکلات برداشته است، از او بخواهند که برگردد، شکلات را پس دهد و از فروشنده عذرخواهی کند. گاهی عذرخواهی کردن برای کودک کاری سخت و دشوار است، اما بهتر است او را مجبور به این کار بکنید تا دوباره دست به انجام این کار نزند.

* تفاوت ”قرض گرفتن“ و ”دزدیدن“ را برای کودک شرح دهید.

 ”قرض گرفتن“ با برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران ”دزدیدن“ آن خیلی فرق دارد. سعی کنید تفاوت این رفتارها را برای کودک روشن سازید.

* بر رفتارهای کودک نظارت بیشتری داشته باشید.

والدینی که رابطهٔ نزدیک و صمیمی با کودکانشان دارند، نسبت به والدینی که رابطهٔ دور و خشک با کودکانشان دارند، خیلی زودتر متوجه مشکلات رفتاری فرزندشان می‌شوند. 

*علت دزدی کودک را پیدا کنید.

 کودکان مختلف به دلایل مختلف هم دست به دزدی می‌زنند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین علت دزدی فرزندشان  را بفهمند. اگر پدر و مادر از کودکی که چیزی را دزدیده است مستقیماً بپرسند که چرا این کار را انجام داده است، شاید پاسخی را که نیاز به شنیدن آن دارند ، از زبان کودک نشوند. برای همین بهتر است آنها خود به بررسی رفتارها و موقعیت‌هائی که در طول روز کودک در آن قرار می‌گیرد؛ با چه کسانی دوست است، چه نیازهائی دارد، کجا می‌رود و ... بپردازند. اگر والدین بتوانند علت اصلی دزدی کودک را پیدا کنند، قادر خواهند بود این رفتار کودک را اصلاح نمایند. برای مثال، می‌توانند برای کودک مقداری پول تو جیبی مقرر کنند، یا برای انجام کارهای خانگی دشوار (مثل؛ کوتاه کردن چمن‌های باغچه، چیدن علف‌های هرز، مرتب کردن انبار و ...) به او اجرت دهند.

*کودک را وادار به قسم خوردن نکیند.

 والدین نباید با رفتارشان، کودک را به سمت انکار واقعیت سوق دهند. اگر کودک با اصرار سعی دارد به شما بفهماند که او دزدی نکرده است، شما هم نباید با لجاجت زیاد او را وادار به راست‌گوئی کنید. در عوض به او بگوئید: ”امیدوارم این‌طور باشد که تو می‌گوئی“ و اجازه دهید کودک، اعتماد شما را نسبت به خودش درک و احساس کند.

* به کودک کمک کنید راه‌های پول درآوردن صحیح را پیدا کند.

والدین باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان مقدار معینی پول برای خرج کردن‌های شخصی‌اش در اختیار دارد. اگر کودکان آن قدر پول داشته باشند که بتوانند نیازهای کوچک روزانه‌شان را برطرف کنند، هیچ‌گاه دست به ربودن اشیاء دیگران نمی‌زنند.

 * کودک را به‌دلیل اشتباهش شرمنده نکیند.

 والدین نباید با سرزنش کردن‌های مکرر کودک، او را دچار احساس گناه کنند. آنها هم‌چنین نباید لقب‌ها و برچسب‌های ناروا به کودکشان بزنند. برخی از این روش‌ها، شدیداً موجب کاهش عزت‌نفس کودک می‌شود. در عوض والدین می‌توانند با رفتارهای خود به کودک نشان دهند که از کار او ناراحت شده‌اند. آنها می‌توانند برای او پیامدهای رفتار اشتباهش را توضیح دهند.

 

نکته‌ای مهم در اختلال یادگیری کودکان

کودکان پرتنش به‌دلیل نداشتن تمرکز کافی معمولاً دچار اختلال در یادگیری هستند و آنها بخصوص در درس‌های تئوری و مفهومی مشکل بیشتری دارند. اما به چه دلیل ؟

کودکان پرتنش به‌دلیل نداشتن تمرکز کافی معمولاً دچار اختلال در یادگیری هستند و آنها بخصوص در درس‌های تئوری و مفهومی مشکل بیشتری دارند.

کودکان پرتنش و کودکانی که فشار خون بالایی دارند از اختلال یادگیری بیشتری رنج می‌برند

به گزارش شبکه ایران، طبق تحقیقات صورت گرفته کودکانی که دچار فشار خون بالا هستند به‌دلیل حساسیت بالا، تنش بیشتری را در خود احساس کرده و در نتیجه در عملکردهای شناختی ذهن‌شان دچار مشکلات بیشتری هستند.

کودکان پرتنش به‌دلیل نداشتن تمرکز کافی معمولاً دچار اختلال در یادگیری هستند و آنها بخصوص در درس‌های تئوری و مفهومی مشکل بیشتری دارند.

بنابراین طی یک تحقیق صورت گرفته از 201 دانش‌آموز بین سنین 7 تا 18 نشان داد به‌طور کلی 101 دانش‌آموز مشکل یادگیری داشتند که از این میان 28 درصد آنان کودکان مبتلا به بیماری بیش‌فعالی یا ADHD هستند.

این کودکان به‌دلیل مشکلات در عملکرد شناختی‌شان معمولاً نمرات درسی پائینی داشته و در کلاس درس نکات آموزشی را کمتر فرامی‌گیرند.

بنابراین مطالعات بیشتر نشان داد، کودکان مبتلا به بیش‌فعالی و نقص توجه به‌دلیل مصرف برخی داروها فشار خون بالایی دارند و این فشار خون به‌طور کلی تنش را در این کودکان بالا می‌برد.

بنابراین توصیه اصلی بر این است که والدین قبل از کاربرد مهارت‌های آموزشی و یادگیری برای درمان اختلال یادگیری او بهتر است ابتدا از میزان فشار خون فرزند خود اطمینان حاصل کرده و در صورت مبتلا بودن کودک به بیماری بیش‌فعالی ابتدا راهکارهای درمانی به‌کار گرفته شود و بعد برای اختلال یادگیری او دنبال راه‌حل باشند.

 

3 اشتباه بزرگ والدین و تاثیر آن بر روحیه کودک

وقتی رفتار زشتی از فرزندتان سر می‌زند بی‌هیچ شك اولین سوالی كه برایتان مطرح می‌شود این است كه فرزندم این را از كجا یاد گرفته است؟

غافل از آن‌كه كودكان لوح‌های سفیدی هستند در دستان ما والدین و این ما هستیم كه با رفتار و تربیت خود شخصیت آنها را شكل می‌دهیم، از این‌رو در برخورد با ناهنجاری‌های رفتاری كودكان اولین سوال باید این باشد كه كجای رفتار ما اشتباه بوده كه كودكمان از آن الگوبرداری كرده است؟

لوس كردن كودكان

تعداد كودكانی كه به سبب تربیت غلط والدین آنچنان بدرفتار شده‌اند كه خودخواهی و خودرایی را از همین سنین براحتی می‌توان در آنها دید، این روزها كم نیست.

در مهمانی‌ها و مجالس این دسته از كودكان راحت قابل شناسایی‌اند و این موضوع حتی والدینشان را نیز بسیار آزار می‌دهد اما لوس تربیت شدن كودكان پدیده‌ای است كه معمولا در سنین بالاتر براحتی قابل رفع نیست و برخی اوقات این خصیصه تا سنین بالاتر نیز نمود پیدا می‌كند.

اساسا والدین باید از همان ابتدای كودكی با این خصیصه كودك خود مبارزه كنند تا اگر از كودكی رفتاری غلط از او سر زد، والدین با عكس‌العمل مناسب آن را به كودك بفهمانند و اشتباه بزرگ این است كه از كنار آن بگذرند. بهانه‌گیری‌های بی‌مورد در كودك باید در اولین فرصت سركوب شود و كودك باید این آموزش را ببیند كه هر رفتار زشتی از طرف والدین نادیده گرفته نمی‌شود.

مقایسه كردن كودك با هم‌سن و سالان

این نكته را هرگز از یاد نبرید كه كودكان به هیچ وجه از مقایسه كردن آنها با دیگر هم‌سن و سالانشان استقبال نمی‌كنند و برخی اوقات این موضوع می‌تواند بذر كینه‌های بزرگی را در ضمیر كودك بكارد. فرقی نمی‌كند شما كودكتان را با چه كسی مقایسه می‌كنید. در برخی اوقات حتی مقایسه وی با خواهر یا برادرش نیز همین پیامد را دارد. به واقع باید بپذیرید كه كودك شما به خودی خود فردی مستقل است و باید از همین كودكی حس اعتماد به نفس را در وی ایجاد كرد، اما پدیده مقایسه كردن كودكان از جمله مهم‌ترین دلیل برای تخریب این حس سرنوشت‌ساز در كودك است. در كنار این موضوع، حسادت نیز از جمله دیگر پدیده‌های مقایسه كردن كودكان به شمار می‌رود. كودك شما بدون شك حس حسادت را نسبت به الگوی مورد نظر شما پیدا خواهد كرد و فرقی نمی‌كند كه آن الگو برادر یا خواهرش باشد یا فرد دیگری.

آموزش دروغ مصلحتی

برخی خانواده‌ها در منزل همه‌روزه كلاس‌های فشرده آموزش دروغ مصلحتی برای كودكان خود برگزار می‌كنند بی‌آن‌كه متوجه باشند كودكان همچون دوربینی تمامی رفتارهای درست و غلط شما را ضبط می‌كنند و دروغ‌های كوچك و بزرگ شما حال به هر دلیلی به دوستان، همكاران و... الگویی زشت و ناپسند برای كودكتان می‌شود و در نهایت او را فردی دروغگو بار می‌آورد.

دروغ را برای كودكتان به هر دلیلی عملی بسیار زشت و ناپسند جلوه دهید. قرار است به وی راستگویی را آموزش دهید، ازاین‌رو اگر كار زشتی را برای اولین بار انجام داده و به شما راستش را می‌گوید با چهره‌ای جدی اما نه عصبانی اولا او را به دلیل راستگویی‌اش تحسین كنید و سپس از او قول بگیرید كه دیگر كار ناپسندش را تكرار نكند. در محیط منزل نیز به هر دلیل دروغ را ممنوع كنید و اصطلاحاتی همچون دروغ مصلحتی و... را از ادبیات خانه خود خارج كنید.

 

 

 

منابع:

مجلات پزشکی

خراسان نیوز

ماهنامه کودک

www.seemorgh.com/health

jamejamonline.ir

Salamatnews.com

tabnak.ir

Salamat.ir

 

 

 تهیه و تنظیم : دکتر زرین تاج علیزادگان

 

 

 



کد خبر:  1527860
فرستنده: behzisty-ag.ir Admin
گروه: مقالات
امتیازدهی
اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد؟
نظرات

نام و نام خانوادگی (الزامی)

پست الکترونیکی (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above: